طرف ماشینشو میبره پمپ بنزین مسئولش میگه بنزین می خاین پـَـَـ نــه پـَـَــ اومدیم آب هویج بریزیم توش چراغ جلوش قوی شه!
از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ خوابم خودمو زدم به بیداری!
زنگ خونه دوستمو زدم میگم حمید هست؟ پدرش میپرسه حمید خودمون؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ حمید تبلیغات رب تبرک رو میگم!
میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ می خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده ای رو از نگرانی در بیارم!
برچسب: لطيفه و جوك , پ ن پ,
نویسنده: نبوي
تاريخ: دوشنبه
11 آذر
1392 ساعت: 23:11