خرید بک لینک

درباره سایت

فان دي

سلام اسم من سيد محمد جواد نبوي است ................................................ اميد وارم از اين وبلاگم خوشتان بيايد ................................................ لطفا براي بهتر شدن اين وبلاگ از مطالب انتقاد كنيد و با نظر و اتقاد خود به من دلگرمي براي ادامه كار دهيد

امکانات وب


اÙx86تخاب بÙx87ترÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ Ùx85اÙx87
-->-->-->
-->-->-->

Fund4y

-->-->-->
-->-->--> Submit ExpressSearch Engine Placement -->-->-->-->
پربازدÛx8cد ترÛx8cÙx86 Ùx87ا

ارساÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© 2TXEIiuEcp53ePS4gcNtNiiN4

مصاحبه گر :
 
ترکش خمپاره پيشونيش رو چاک داده بود 
روي زمين افتاد و زمزمه ميکرد دوربين رو برداشتم و رفتم بالاي سرش داشت اخرين نفساشو ميزد ازش پرسيدم اين لحظات اخر چه حرفي براي مردم داري با لبخند گفت:از مردم کشورم ميخوام وقتي براي خط کمپوت ميفرستن،عکس روي کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط ميشه برادر يه حرف بهتري بگو با همون طنازي گفت..اخه نميدوني سه بار بهم رب گوجه

افتاده.  از خاطرات يک رزمنده

برچسب: مطالب جالب,مطالب خنده دار,مطالب زيبا,جالب,زيبا,خنده دار,با مزه,واقعيت هاي جالب,مطالب جديد,مطالب خواندني,مطالب ايراني,مطالب فارسي,داستان هاي حكمت آميز,مطالب 2014,مطالب 1392,مطالب طنز,مطالب مسخره,مطالب استثنايي,مطالب با نمك,مطالب بي نمك,مطالب جديد ايراني,مطالب بروز ,واقعيت هاي جالب,مطالبي درباره رزمندگان,شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !,مصاحبه با يك رزمنده در آخر عمر,شوخي,رزمنده شوخ طبع, نویسنده: نبوي تاريخ: يکشنبه 22 دی 1392 ساعت: 22:18

صفحه بندی