خرید بک لینک

درباره سایت

فان دي

سلام اسم من سيد محمد جواد نبوي است ................................................ اميد وارم از اين وبلاگم خوشتان بيايد ................................................ لطفا براي بهتر شدن اين وبلاگ از مطالب انتقاد كنيد و با نظر و اتقاد خود به من دلگرمي براي ادامه كار دهيد

امکانات وب


اÙx86تخاب بÙx87ترÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ Ùx85اÙx87
-->-->-->
-->-->-->

Fund4y

-->-->-->
-->-->--> Submit ExpressSearch Engine Placement -->-->-->-->
پربازدÛx8cد ترÛx8cÙx86 Ùx87ا

ارساÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© 2TXEIiuEcp53ePS4gcNtNiiN4

http://paeze.ir/wp-content/uploads/2010/11/855464_blue_light_twirl.jpg

 

    مريدي نزد مرشدش آمد و گفت:" سال هاست كه در جستجوي نور هستم. گمان مي كنم كه به رسيدن به آن نزديكم. مي خواهم بدانم كه گام بعدي چيست؟

 

" پير گفت:"چگونه زندگيت را مي گذراني ؟     

 

مريد گفت: "هنوز كاري نياموخته ام. پدر و مادرم كمكم مي كنند. فكر مي كنم اين موضوع زياد مهمي نباشد .

 

." مرشد گفت: "گام بعدي اين است كه نيم دقيقه چشم به خورشيد بدوزي

 

." مريد اطاعت كرد. بعد از نيم دقيقه، پير از شاگردش خواست كه منظره اطرافش را توصيف كند.

 

. شاگرد گفت: "چيزي نمي بينم. خورشيد بيناييم را متاثر كرده است

 

مرشد گفت: "كسي كه فقط به دنبال نور است و از وظايفش شانه خالي مي كند، هرگز نور را نخواهد يافت. كسي كه همواره به خورشيد مي نگرد، نابينايي در انتظارش خواهد بود

 

 

نظر شما چيست ؟.                                                                          "

برچسب: مطلب,مطلب جالب,داستان,داستان جالب,داستان عبرت,داستان كوتاه در جستوجوي نور,دانلود كوتاه,داستان كوتاه جالب,داستان كوتاه نور, نویسنده: نبوي تاريخ: يکشنبه 15 دی 1392 ساعت: 17:21

صفحه بندی