جرج علاقه ي بسيار زيادي به فن خلباني داشت.بطوري كه زحمات بسيار زيادي براي ياد گيري آن مي كشيد.روزي كه در كتاب فروشي به دنبال كتابي مي گشت چشمش به كتابي با عنوان : چگونه مي توان هواپيما را با سادگي هدايت كرد؟ جرج كتاب را خريد و بلافاصله به يك شركت هواپيمايي مراجعه كرد و هواپيمايي را براي دو ساعت اجاره كرد. ازهمان لحظه اي كه سوار هواپيما شد ؛ كتاب را ورق مي زد و رموز خلباني را در آن مي خواند. مطالب كتاب به قدري دقيق و جامع و گويا بود مه يك وفت جرج خود را در بالاي ابر ها ديد و از اي رو خواست پايين بيايد.كتاب را ورق زد تا ببيند درباره پايين آمدن چه دستوراتي نوشته است.
به صفحه آخر كه رسيد ديد نوشته :« بقيه كتاب در جلد دوم »
برچسب: لطيفه,مطالب خنده دار,عاقبت علاقه زياد به خلباني,
نویسنده: نبوي
تاريخ: جمعه
15 آذر
1392 ساعت: 10:42