فان دي

متن مرتبط با «شعر» در سایت فان دي نوشته شده است

شعر طنز نبرد رستم و جومونگ

  • نیلوبلاگ

    نبرد رستم و جومونگ کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو به رستم چنین گفت اون جومونگ! ندارم ز امثال تو هیچ باك که گر گنده اي من ز تو برترم اگر تو یلی من ز تو یلترم   .........ادامه مطلب بر. كه ادامه داره...

    ادامه مطلب
  • شعر طنز دختر دم بخت

  • نیلوبلاگ

    دم بخت   دختري هستم به سن سی و سه فارغ از درس و کلاس و مدرسه   مدرك لیسانس دارم در زبان دارم از خود خانه و جا و مکان   مرغم و خواهم زبهر خود خروس مانده ام در حسرت تاج عروس   مبل و اسباب و لوازم هر چه هست پنکه و سرویسخواب و فرش و تخت   هستموجود و جهازم کامل است پول نقد و زانتیا هم شامل است   هرچه گوئی هست و تنها شوي نیست برسرم گیسو و زلف و موي نیست   ترسم از بی شوهري گردم تلف بر دهانم آید از اندوه کف...

    ادامه مطلب
  • شعر طنز حافظ در عصر جديد

  • نیلوبلاگ

    حافظ در عصر جدید نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافط توي صف اتوبوس گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم گفتم : کجا روي ؟ گفت : والله خود ندانم گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی گفتم : چگونه اي ؟ گفت : در بند بی خیالی گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داري ؟ گفتا : که می سرایم شعر سپید باري   ...............ادامه دارد .... حتما ببينيد......... ...

    ادامه مطلب
  • شعر طنز قديما

  • نیلوبلاگ

    و عصر موشک و فضا، الاغ سواري عاليه کنار بنز و زانتيا، ديدن گاري عاليه بعدسيگار و پیپ و اکس، چپق کشيدن بهتره ماهواره ها برن کنار، ستاره چيدن بهتره بسکه فراوونه کلاغ، قناري قارقار می کنه از هرچی آوازه خوشه، آدمو بيزار می کنه سینما و تاتر چيه، سيا بازي قشنگ تره رو حس و حال آدما، لی لی کنون نمی پره اصغر آقا اَسی شده، موهاشو هاي لايتمی کنه زير ابرو شو بر می داره، تيپشو ري رايتمی کنه...

    ادامه مطلب
  • شعر طنز گفت و گو با همسر

  • نیلوبلاگ

    گفت و گو با همسر آقایی با همسرش گفت اینچنین کاي وجودت مایه ي فخر زمین اي که هستی همسري بس ایده آل خواهشی دارم مکُن قال و مقال هفتسین تازه اي خواهم ز تو غیر خرج عید و … غیر از رختِ نو “سین” یک ، سی...اره اي ، نامش پراید تا برانم مثل برق و مثل باد “سین” دوم ، سینه ریزي پ...ر نگین تا ... پرَد هوش از سر ع ... مه شهین “سین” سوم ، یک سفر سوي فرنگ دیدن نادیده هاي رنگ رنگ “سین” چارم ، ساعتی شیک و قشنگ تا که گویم هست سوغات فرنگ “سین” پنجم ، سمع دستورات من تا ببالم من به خود ، در انجمن …. آنگه ، آن بانو ، کمی اندیشه کرد رندي و دوز و کلَک را پیشه کرد گفت با ناز و کرشمه ، آن عیال من دو “سین” کم دار...

    ادامه مطلب
  • شعر جالب و خنده دار پيام نور

  • نیلوبلاگ

    پيام نور ای سرای دردمندان     سرای منطق وتسليم وعرفان     در آنجا يافت گردد هر چه خواهی     ز شير مرغ تا جان يک انسان     کتاب هايت سراسر علم و دانش    که دارد اشتباهاتی فراوان...     چو ويرايش کنند هر ترم آن را     خطاهائی شود افزوده بر آن ..!؟     اينجا رو ساختنش برا دانشگاه     کی گفته اينجا بوده بيمارستان    دانشجويان تو از هر دياری... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    شعر طنز نبرد رستم و جومونگ | شعر طنز | شعر خنده دار | نبرد رستم و جومونگ | نبرد جومونگ | نبرد رستم | دعواي رستم و جومونگ | شعر طنز دعواي جومونگ و رستم | شعر جديد | شعر ايراني